| |
|
پنجشنبه 28 اسفند ماه سال 1382 |
|
سلام |
ترکه داشته نوار بهداشتی میگذاشته تو ضبط، رفیقش میپرسه: داری چیکار میکنی؟ ترکه میگه: میخوام کسشعر گوش بدم!!!
یارو با زنش قرار داشته که هر وقت هوای سانفرانسیسکو کرده بودم، میگم: ماشین لباسشویی رو رو روشن کن، لباس چرک دارم. یه روز مرده میخواسته یه حالی بکنه، به بچشون میگه برو به مامان بگو لباس چرک دارم. بچه میره و بر میگرده، میگه مامان گفت: برو بگو فعلاً وقت ندارم. دوباره بعد از یک مدتی مرده به بچه میگه برو بگو کلی لباس چرک دارم، اون ماشین لباس شویی رو روشن کن. بازم بچه میاد میگه مامان گفت: باشه بعداً، فعلاً اصلاً وقت ندارم. بعد از یه مدتی، زنه به بچه میگه: برو به بابات بگو اگه میخواد لباساشو بیاره، ماشین لباس شویی رو روشن کنم. بچه میره و برمیگرده، میگه بابا گفت: نمیخواد با دست شستم!!
لره به دختر کدخدای دهشون تجاوز میکنه. میبرنش پیش قاضی. قاضی بهش میگه: مرتیکه! چرا این کارو کردی؟ لره میگه: آقای قاضی! شب مهتو، لب اُوْ، تو بیدی نمیکردی؟! قاضی میگه: نه! لره میگه: برو گی تِ بخور!!
ببخشید! دهن ما رو بالاخره وا کردن! اهی! شونصد تا نومه فرستادین که به ترکا گیر نده! جوک ترکی نگو! بابا بی ظرفیتا! اینا جوکه جوک! خود من یه رگم ترکه! یعنی فقط باید جوک رشتی بگم! بابام جان یکم چشماتونو وا کنید! اینقده غیرت ترکی تون رو به رخ سایر قومها نکشین! بیشتر بهتون میخندنا!!!!!! |
|
| |
|
یکشنبه 24 اسفند ماه سال 1382 |
|
سلام |
|
یه ترکه رو استخدام میکنن که برا شامپو گلرنگ تبلیغ کنه! بهش میگن، لخت میشی میرو از رو دایو شیرجه میزنی، بعد که اومدی بالا یه شامپو گلرنگ میگیری دستت میگی: سرت رو با چی میشوری با شامپو گلرنگ! خلاصه ترکه میره رو دایو محکم شیرجه میزنه تو استخر طوری که سرش میخوره ته استخرو گیج میشه میاد رو آب میگه: میخوام سالاد درست کنم!!!!!! (از طرف حسین)
یه نفر یه دوستش که ترک بوده یه سی دی سوپر میده و میگه: امشب برو تا صبح با این سی دی حال کن! فرداییش ترکه رو میبینه ازش میپرسه: چطور بود ترکه میگه: خوب بود ولی ایلده سوراخش خیلی تنگ و تیز بود!!!!!!!!!!! (از طرف علی آقا)
به ترکه میگن چند تا بچه داری ؟ میگه 2 تا . میپرسن: کدومش بزرگتره؟ میگه: خوب اولیش!
خبرنگاره میره جبهه جنگ گزارش تهیه کنه، یک ترکه رو گیر میاره ازش میپرسه: برادر شما اینجا چیکار میکنین؟ ترکه میگه: زرشک پاک میکنیم! خبرنگار میپرسه: پس تو کار آشپزخونهاید؟ ترکه میگه: نه بابا! اینجا یک تابلوهایی زدن روش نوشتن: کربلا ما داریم میاییم، زیر این تابلوها ملت مینویسن زرشک! ما اونها رو پاک میکنیم!! خبرنگار میگه :کــــــات! آقا درست جواب بده! بابا پخش مستقیمه! دوباره میپرسه: شما اینجا امداد غیبی هم دارین؟! ترکه میگه: بله، هر از چند وقتی یک توپی، خمپارهای میاد میافته توی سنگر، هفت هشت نفر غیب میشن! خبرنگار داد میزنه: کــــــــــــات! بابا این چه وضعشه! درست جواب بده. ترکه میگه: آخه شما میپرسی، من هم جواب میدم دیگه! یارو میپرسه: برادر شما اینجا ایثار هم میکنین؟ ترکه میگه: والله عیسی رو نه ولی یه موسی داریم همه میکنن!!!
سال نو پیش پیش مبارک
|
|
| |
|
سه شنبه 19 اسفند ماه سال 1382 |
|
سلام |
از ترکه میپرسن اسم زنت چیه؟ میگه اسمش میناس، من مین صداش میکنم مردم نپرن روش!!!(از طرف بتی)
از یه ترکه میپرسن از چه جور لبی خوشت میاد؟ میگه: از لب جوب پشت خونمون!!(بتی!)
زنه به شوهرش میگه: واسه تولدم برام یه کادو بخر که به پالتو پوستم بخوره!! مرده میگه قبلا" فکرش رو کردم برات نفتالین خریدم!!!!! (بتی)
ترکه زنگ خونش رو میزنه زنه میاد در رو باز میکنه، ترکه میره اتاق خواب بر میگرده تو راهرو محکم میزنه گوش زنش!!! داد میزنه: چرا هواپیما خوردی؟؟؟؟؟؟!!!!! زنه میگه چی میگی مرد! مگه هواپیما خوردنیه؟؟؟ ترکه میگه: اگه هواپیما رو نخوردی پس کجاس، خلبانش که زیر تخته؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!! (بیمزه بود!!!!) از طرف بتی
یه مسیحیه با یه ترکه قرار میزارن زن همدیگر رو بکنن! ترکه به زنش میگه: یارو که اومد اتاق بهش بگو یا عیسی مسیح ! طرف پشیمون میشه! زنه همین کار رو میکنه و مسحیه پشیمون میشه! از اون طرف مسیحیه به زنش میگه هر وقت ترکه اومد تو اتاق بهش بگو یا علی! طرف شرمنده میشه نمیکنه! ترکه میره تو اتاق زن مسیحیه زنه میگه یا علی! ترکه شلوارشو در میاره میگه : علی یارت! لنگو بده بالا!!!!!!!!!
اقایون نظر یادتون نره
|
|