www.30to.blogsky.com جوک استان

جوک استان
تعداد بازدیدکنندگان 754780


آرشیو
جمعه 29 خرداد ماه سال 1383
سلام


   
یه ایمیل هنری داشتم نیگا
ه کنین:

سلام

به ترکه میگن یه جمله بساز کیر توش باشه. میگه: کس ننه ات.

(ببخشید که خیلی بی ادبی بود. لطفا اسم نزنید)

جوکر: باشه اسم نمیزنم!!!!!!!!!!!!!!!!!!
 

 
یک روز یک دانشجوی جوون توی جاده مونده بود و یک دفعه یک تریلی اونو سوار میکنه راننده قزوینی بوده شروع میکنه به تعریف که:بالام جان هفته پیش تو همین جاده یک دانشجو رو سوار کردم چند دقیقه که گذشت دانشجوی گوزید گفتم بالام جان من از این کارا بدم میاد اگه دفعه دیگه بگوزی میکونمت.
دانشجوی میگه عجب ادم عوضی بوده
بعد از چند دقیقه راننده میگه بالم جان نکن من به تو گفتم من از این کار بدم میاد.
دانشجوی باتعجب میگه من که کاری نکردم........
چند دقیقه بعد بازم راننده به جوونک هشدار میده و طرف که کاری نکرده بوده با تعجب میگه من که کاری نکردم..................خلاصه معامله راننده که راست میشه میپیچه تو خاکی و میگه دیگه گوزیدی. دیگه گوزیدی
 

 یه بار دیگه فینگلیسی

ye marde mire pishe ravanpezeshk o mige
:
aghaye doctor man fekr mikonam Gay am!
Doctor mige chetor in fekro mikoni?
-
choon pedarbozorg va pedaram gay boodan!
-
ma aghide nadarim ke hamjensbazi ersiye!
-
momkene! amma 2 ta baradare manam gay hastan!
-
jeddi? khob bazam dalil nemishe!
-
amma 2 ta amooha va pesar amoohaam ham hastan!
-
dige kheili ajibe! bebinam aslan kasi too khoonevade
shoma hast ke nist zan sex dashte bashe?
-
chera hast....khaharam!

:D
 

 
ترکه رو داشتن به جرم قتل زنش محاکمه میکردن، دادستان میگه: سنگدل! تو وقتی داشتی زنت رو میکشتی، ندای وجدانت رو نشنیدی؟! ترکه میگه: نه والله! بس که این زنیکه جیغ و داد میکرد مگه میذاشت ما چیزی بشنویم؟!!
 

 
ترکه یه بسته هزار تومنی میشمره، 250 تومن کم میاره!!

 
یه روز یه ترکه هی آب میخورده بعدشم میگوزیده! ازش میپرسیدن چرا این کار رو میکنی؟ میگه گوز گوز رو نمیشه کاریش کرد! آب میخورم که گرد و خاک نشه!!!!!
 

  یه کلاغ و یه خرس سوار هواپیما بودن
کلاغه سفارش چایی میده چایی رو که میارن یه
کمیشو میخوره باقیشو می پاشه به مهموندار
مهموندار میگه چرا این کارو کردی؟
کلاغه میگه دلم خواست کونده بازیه دیگه
کونده بازی چند دقیقه میگذره باز کلاغه
سفارش نوشیدنی میده باز یه کمیشو میخوره
باقیشو میپاشه به مهموندار مهموندار میگه
چرا این کارو کردی؟ کلاغه میگه دلم
خواست کونده بازیه دیگه کونده بازی
بعد از چند دقیقه کلاغه چرتش میگیره
خرسه که اینو میبینه به سرش میزنه که اونم یه
خورده تفریح کنه مهموندارو صدا میکنه
میگه یه قهوه براش بیارن قهوه رو که میارن
یه کمیشو میخوره باقیشو میپاشه به
مهموندار مهموندار میگه چرا این کارو کردی؟
خرسه میگه دلم خواست کونده بازیه دیگه
کونده بازی
اینو که میگه یهو همه مهموندارا میریزن
سرش و کشون کشون تا در هواپیما میبرن که
بندازنش بیرون خرسه که اینو میبینه شروع
به داد و فریاد میکنه کلاغه که بیدار شده
بوده بهش میگه آخه خرس گنده تو که بال
نداری مگه مجبوری کونده بازی دربیاری!!!!!!!!!!!

 


دوشنبه 18 خرداد ماه سال 1383
سلام

ترکه میره داروخونه، داد میزنه: آقــا کـــانـــدوم داریـــن؟!! یارو میگه: آقا یواش تر! این چیزا روکه بلند نمیگن، خوب چند تا میخوای؟ میگه: یه بسته. بعد ترکه آروم میگه: ببخشید وازلین هم دارین؟ مرده میگه: بابا این که اشکال نداره، بلند بگو مسئله ای نیست. خوب حالا چقدر میخوای؟ ترکه داد میزنه: بـه انــدازه دو دور کــون کــردن!!!
 

 
یارو با زنش میره سینما فیلم سوپر میبینه. وقتی میان بیرون مرده بدجوری حشری شده بوده، ‌همون نزدیک سینما وامیسته کنار خیابون دستشو تکیه میده به دیواربه زنش میگه: یالا ساک بزن! زنه میگه: بابا زشته تو خیابون که نمیشه! یارو همینجور به خودش می پیچیده، میگه: نه باید ساک بزنی! باز زنه میگه: نه بابا نمیشه. خلاصه همینجور مرده می گفته باید ساک بزنی و زنه هم می گفته نمیشه که یهو یه بچه میاد جلو به مرده میگه: آقا بابام گفت: من خودم ساک میزنم، زنم ساک میزنه، بچه هام ساک میزنند، سر جدت دستت رو از روی اون زنگ ما بردار!!!
 

 

 لره سلمونی داشته. یه روز میخواسته بگوزه به شاگرد سلمونی میگه: برو بیرون نگاه کن اینطور که بوش میاد می خواد بارون بباره. پسره میره بیرون، زود میاد میگه نه آسمون صاف صافه. یارو نمی رسه کارشو بکنه. دوباره به شاگرده میگه،‌هوا بدجوری گرفته، برو ببین بارون نمیاد. پسره دوباره میره، زود میاد. لره بازم نمیتونه کارشو بکنه. خلاصه بار سوم پسره رو میفرسته و ایندفعه سریع میگوزه و اَنشم باش میاد. پسره میاد تو میگه: والله اوستا اینجورکه بوش میاد میخواد از آسمون اَن بباره!!

 
رشتیه با تهرانیه تصادف میکنه. تهرانیه از ماشین پیدا میشه،‌ میاد جلو رشتیه، داد می زنه: مادرتو گاییدم، خوارتو گاییدم، عمتو گاییدم! هر چی دختر تو فامیلتونه گاییدم! رشتیه میگه: اووو! مرتیکه حشری!!!
 

 
رشتیه اسم دوست دخترش شیرین بوده، یک تریپ خیلی عاشق‌پیشه‌ بازی در میاره رو کیرش اسم دوست دخترش رو خال‌کوبی میکنه، منتها وقتی کیرش خوابیده بوده فقط یک "ن" دیده میشده. یک بار رفته بوده حموم عمومی، میبینه رو کیر یک عربه هم فقط یک ن معلومه. خلاصه یوخده به دوست دخترش شک میکنه، یهو کیر عربه بلند میشه، میبینه روش نوشته: شرکت فراورده‌های نفتی ایران و عربستان-
 

 

 
 
یک روز سوپرمن مشغول پرواز بوده که یهو مجبور به فرود اضطرارى میشه...در
همون حال
هم لخت ماماندوز رو زمین
wondewoman میبینه
دراز کشیده! به خودش میگه من با این سرعت
فوق العاده میتونم هم فرود بیام هم ایکى ثانیه یک حالى بکنم! خلاصه با
سرعت فرود
میاد و سرحال و شارژ میره بالا!
همون لحظه میگه: واااى! این چى
WondeWoman
بود؟؟
مرد نامریى هم جواب میده: نفهمیدم! فقط ماتحتم بدجورى درد میاد!



یه عرب تازه رفته بود بالا شهر اهواز تو کیانپارس خونه خریده بود همسایه که اونم عرب بود تازه بچه دار شده بود تو حیاط هی پسر شو بالا مینداخت: با با فدات شه با با دودوله تو بخوره یه دفعه بچه میافته تو حیاط همسایه یارو میره بچهشو بگیره عرب میگه ایندفعه میدم ولک ولی دفعه بعد اگه بندازی با چاقو پارش میکونم!!!!

 
 
یک روز یه ترکه داشته توی یه کوچه دنده عقب میرفته ازش میپرسن چرا عقبی میری؟
میگه شاید ته کوچه جای دور زدن نداشته باشه
چند دقیقه بعد میبینن یارو بازم از تو کوچه عقبی داره میاد میگن چرا باز داره عفبی از کوچه در میایی یارو میگه اخه ته کوچه جای دور زدن داشت....................................ههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه



 
یک مرد که عضو شریفش 25 اینچ بوده میره پیش یک جادوگرکه محل مربوطه رو به
اندازه معقولى دربیاره! جادوگره بهش میگه که یک قورباغه تو جنگل هست که
باید برى پیداش کنى و ازش
تقاضاى ازدواج کنى...اونوقت قورباغه که جواب رد داد 5 اینچ از قامت استوار
شومبول
مبارک کم میشه!
خلاصه مرده میره و با هزار بدبختى قورباغه شفابخش رو پیدا میکنه (قابل
توجه اونایى که
دنبال لارج کردن هستن!)
ازش میپرسه که حاضرى با من ازدواج کنى؟
قورباغه میگه : نه!
و 5 اینچ میپره! مرد کلى حال میکنه و میگه هنوز یکم طویله! دوباره میپرسه
: حاضرى با من ازدواج کنى؟
باز غورباقه میگه : نه!
دوباره 5 اینچ دیگه به فنا میره!
مرد کلى دیگه ذوق میکنه و میگه: ایول! الان
15 اینچه! اگه 5 تا دیگه هم کم بشه...دیگه
10 اینچ ردیفه!
پس دوباره میره پیش بابا قورقورى و میگه:
حاضرى با من ازدواج کنى؟
که قورباغه شاکى میشه میگه:
بابا چند بار بگم! نه ! نه ! نه !

راهنمایى: براى درک بهتر از واقعیت هر اینچ
را 2.5 سانتى متر فرض کنید!

 


چهارشنبه 6 خرداد ماه سال 1383
سلام


یارو داشته واسه رفیقاش خالی میبسته که: آره اون روز رفته بودم شکار، یهو یک خرس وحشی دیدم، زدم با یک تیر کارشو ساختم. وقتی خواستم ببرمش دیدم خیلی سنگینه، یه رونش را کندم
انداختم رو شونه‌ام، بقیه‌اش رو گذاشتم برای لاشخورها. دیگه داشتم برمی‌گشتم که یه خرس گنده دیگه بهم حمله کرد، اونم شکار کردم و یه رونش رو کندم و انداختم روی اون یکی شونم. یهو تلفن زنگ میزنه، یارو میره تلفن رو جواب میده، وقتی برمیگرده یادش رفته بوده داشته چی میگفته. به رفیقش میگه: خوب کجا بودم؟ رفیقش میگه: اونجا که دوتا رون رو شونت بود. یارو میگه: آره داداش داشتم می گفتم, دوتا روناشو گذاشتم رو شونم و آقا
هییی کردم!!!
 

 
 یه عربه گوشش درد میکرد، میره دندونپزشکی، گیر میده به دکتر که باید گوش منو بکشی،دکتر میگه بابام جان اولا" من دندونپزشکم، ثانیا" گوش رو که نمیکشن! عربه هی اصرار میکنه تا دکتر عصبانی میشه گوش عربه رو میکنه! عربه با گوش پانسمان شده میرفته طرف خونه که رفیقش اونو میبینه و میپرسه گوش ات چی شده! عربه میگه ولک گوشم درد میکرد رفتم کشیدمش... دوستش میگه: ولک جاسم جون.. همین کارا رو میکنی که میگن عربا خرن! حداقل پر میکردیش...
 

 
یه جوک خیلی باحال

یه روز رئیس یه صومعه که توش فقط مادرهای روحانی حق داشتن تردد کنند، همه مادرهای روحانی رو جمع میکنه و میگه که کار مهمی باهاشون داره، شروع میکنه:
-شنیدم دیشب یه مرد غریبه اطراف صومعه دیده شده.
-(مادرهای روحانی باهم داد میزنن نه نه نه !!!)
-(یه صدای خنده خیلی خفیف از وسط مادرا : هیهیهیهی)
-گزارش دادن اون مرد از دیوار صومعه رد شده و وارد صومعه شده!
-(مادرهای روحانی باهم داد میزنن نه نه نه !!!)
-(یه صدای خنده خیلی خفیف از وسط مادرا : هیهیهیهی)
-گزارش دادن اون مرد وارد یکی از خوابگاهها شده!
-(مادرهای روحانی باهم داد میزنن نه نه نه !!!)
-(یه صدای خنده خیلی خفیف از وسط مادرا : هیهیهیهی)
-گزارش دادن مرد وارد تخت یکی از خواهرهای روحانی شده!
-(مادرهای روحانی باهم داد میزنن نه نه نه !!!)
-(یه صدای خنده خیلی خفیف از وسط مادرا : هیهیهیهی)
-گزارش دادن اون مرد با اون مادر روحانی نزدیکی کرده!
-(مادرهای روحانی باهم داد میزنن نه نه نه !!!)
-(یه صدای خنده خیلی خفیف از وسط مادرا : هیهیهیهی)
-گزارش دادن مردیکه از کاندوم استفاده کرده و فراش صومعه کاندوم استفاده شده رو تو حیاط پیدا کرده!
-(مادرهای روحانی باهم داد میزنن نه نه نه !!!)
-(یه صدای خنده خیلی خفیف از وسط مادرا : هیهیهیهی)
-شنیدم کاندومه جنسش خوب نبوده و سوراخ بوده!!!
-(مادرهای روحانی باهم میزنن زیر خنده هیهیهیهی !!!)
-(یه صدای داد خیلی بلند از وسط مادرا داد میزنه نه نه نه )!!!!!!

 

 
یه روز از یه پایین شهری می پرسن "زن ذلیلی" یعنی چی؟ میگه: همونیه که بالا شهریها بهش میگن تفاهم!!!!

 

ترکه کلیدش رو تو ماشین جا میگذاره، تا بره کلید ساز بیاره زن و بچش دو ساعت تو ماشین گیر میکنن!!!
 

 
ترکه تو یه مسابقه نقاشی شرکت میکنه تو جهان اول میشه، میان یه هیئت از ایران میفرستن ببینن چی کشیده. میبینن یه مرد لخت کشیده که یه ماسک رو دهنشه، یه شاخه گل دستشه و یه کاندوم هم رو کیرشه! میرن از کارشناسای خارجی میپرسن: بابا این چه افتضاحیه؟ آخه شما چطور اینو برنده اعلام کردین؟! میگن: این پیام داره: اون ماسک یعنی خودشو از آلودگی ها دور کرده، اون گل نشانه طبیعته، اون کاندوم هم نشانه مبارزه با بیماریهای جنسیه. بعد میرن پیش ترکه میگن: منظور شما از این نقاشی چی بود؟ میگه: والله ما فقط می خواستیم بگیم که کس کردن با کاندوم مثل بو کردن گل با ماسکه!!!
 

 
روباهه بچه شیره رو میکنه. ‌بچه شیره هم گریه کنان میره پیش باباش میگه: بابا جون! یکی منو کرد! شیره میگه: غصه نخور بابا، من دهنشو سرویس میکنم. فرداش یه تابلو میزنه که هرکی بچه منو کرده بیاد شهردارش کنم! روباهه هم میره به گرگه میگه بیا تو برو بگو تو کردی، که تو رو شهردار کنه. گرگه هم خر میشه میره میگه من کردم شیره هم میبنددش به درخت، میگه: همه حیوون های جنگل بیان بکننش. نوبت روباه که میرسه، گرگه سرشوبا ناراحتی بر میگردونه. روباهه هم بش میگه: هوی رفیق! ‌چیه از اون وقت که شهردار شدی دیگه تحویل نمیگیری؟!
 

 
یک لاشیه سوار ماشین بوده، همینطور که داشته میرفته،‌ یهو میبینه جلوتر نیرو انتظامی داره ماشین ها رو میگرده. یهو یادش میفته که تو کیفش یک کیر مصنوعی داره، از ترسش سریع کیره رو از پنجره پرت میکنه بیرون. تو ماشین بغلی دو تا ترکه داشتن واسه خودشون می رفتن که یهو کیره از جلو ماشینشون رد میشه. یکیشون به اون یکی میگه: غضنفر این چی بود؟! میگه: فکر کنم پشه بود! یارو میگه: اَاااه...! ولی عجب کیری داشت ها!!!
 

 
ترکه و اصفهانیه و قزوینیه رو میخواستن اعدام کنند. به اصفهانیه میگن: چه جور میخوای اعدامت کنیم؟ میگه: با چوبه دار. میان اعدامش کنن یه دفعه طناب دار پاره میشه. قانون اعدام هم این بوده که اگه طناب پاره شه دیگه یارو بخشیده میشده. خلاصه ولش می کنند بره پی کارش. بعد میرسن به قزوینیه. بهش میگن تو رو با چی اعدام کنیم؟ میگه با گیوتین. اینم تا میان اعدام کنن یه دفعه وسط راه گیوتین گیر میکنه و پایین نمیاد. خلاصه قزوینیه هم بخشیده میشه. نوبت ترکه میشه، ‌بهش میگن: تو دوست داری چطوری اعدام شی؟ میگه: والله طناب دارتون که پاره میشه، گیتینتون هم که خرابه،‌ مارو تیربارون کنین!!!

 
پسره خیلی تخس بوده و دهن بابا ننه و در و همسایه رو سرویس کرده بوده. خلاصه آخرش مامانش شاکی میشه میبردش پیش یه روان شناس که از قضا از همشهریای آذربایجانی بوده. میگه: آقای دکتر این پسر من خیلی اذیت میکنه، پدر مارو دراورده، اصلا حرف گوش نمیده، زده تلویزیون رو خراب کرده، شیشه همسایه رو شکسته، ماشین صاحب خونه رو آتیش زده. دکتره میگه: خانم شما برین روی اون تخت لخت شین تا ببینیم چیکارش می تونیم بکنیم! زنه میگه: آقای دکتر من گفتم پسرم شیطونه شما میخواین منو معاینه کنید؟ دکتره میگه: ‌خانم شما بفرمایید لخت شین! بنده چهل و پنج ساله که پزشک روانشناسم. زنه باز میگه: آقای دکتر! شما مثل اینکه متوجه نشدید، من می گم پسرم اذیت میکنه. دکتره میگه:‌ بله خودم می دونم ولی همچین بچه ای رو باید مادرشو گایید!!!

 
ترکه میره داروخونه میگه: یه کاندوم کدئین دار میخوام! داروخونه چیه میگه: چرا؟ واسه چی؟! ترکه میگه: آخه یه سردرد کیری گرفتم!! (دقیقا" مثل حالت الان نویسنده!!!!)



   1      2    >>
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری

Shadmehr =Bia Inja

ساکن ابادان هستم      
شناسنامه کامل من...