www.30to.blogsky.com جوک استان

جوک استان
تعداد بازدیدکنندگان 754782


آرشیو
سه شنبه 23 تیر ماه سال 1383
سلام

سلام
اینم یه جوک باحال ( از طرف یاس )
مامان : پسرم من میرم بیرون با کبریت بازی نکنی ها !
پسر : نه مامان جون خودم فندک دارم !!!!!!!!!!!!!
......

 

اینم یک جوک ** ( از طرف امید )

قرار میشه که دختر ها هم بروند سربازی ولی می گویند دخترهایی که باکره نیستند از خدمت سربازی معاف هستند، فردای اون روز ترک می رود جلو دبیرستا دخترانه شلوارش را میکشه پائین داد میزنه.. معــــافی ، معـــــافی

به عربه میگن با آب جمله بساز، میگه: کیر تو کس ننت! میگن: پس آبش کو؟! عربه میگه: برو از ننت بپرس!
 

 
ترکه میره تو یک قهوه خونه تو تهران، میبینه یک بدبختی افتاده رو زمین، 6 تا قمه هم تو شیکمشه! از یکی میپرسه: ببخشید، این چیکار کرده بوده؟ یارو میگه: گنده گوزی کرده بود! بعد از دو هفته ترکه میزنه شیکم یک بدبختی رو تو تبریز سفره میکنه! بازپرسه ازش میپرسه: بابا مگه این بدبخت چیکارت کرده بود؟ ترکه میگه: جناب سروان،گوز گنده داده بود!!!

 تهرانیه و ترکه و عربه شرط بندی میکنن که آب که بیشتره! اول تهرانیه میزنه، آبش میشه یک ته استکان. بعد ترکه میزنه: آبش میشه یک نصفه استکان. نوبت عربه میشه، یک مک میزنه به کیرش، میگه: ولک اون دبه رو بیار!!!
 


اواهه داشته رد میشده، میبینه کنار خیابون نوشتن: واکس 50 تومن. با خودش میگه: وا؟! کس 50 تومن؟!!!
 

 
عربه میره آزمایش خون بده، پرستاره هرچی میخواسته با سرنگ خون بکشه، نمیتونسته. بالاخره مجبور میشه انگشت سبابه یارو رو سوراخ کنه تا خون بیاد، ولی باز خونی در نمیاد. بالاخره مجبور میشه با دهن یک مک بزنه تا یکم خون بریزه رولام. عربه خیلی خوشش میاد، میگه: ببخشید خانم فردا دوباره شما ازمایش میگیرید؟ پرستار میگه: چطور مگه؟ عربه میگه: آخه فردا من آزمایش ادرار دارم!!
 

ترکه بچش نمیخوابیده، بهش ژل میزنه!!!!
 

 
آخونده و عربه و رشتیه سوار هواپیمای لوفتانزا بودن، موقع نهارکه میشه، یه مهماندار خوشگل براشون غذا میاره. دختره وقتی میخواسته غذا رو بذاره جلوی آخونده، سینه هاش معلوم میشه، آخونده میگه: خدایا به راه راست هدایتش کن! نوبت کشیدن غذای عربه میشه ، عربه هم پستوناشو میبینه، میگه: خدایا راست شده تو هدایتش کن!! نوبت رشتیه که میشه، باز سینه های خانم پیدا میشه، میگه: خدایا تو راستش کن من هدایتش میکنم!!!

زنه میره پرنده فروشی، میگه: من یک طوطی باهوش میخوام. یارو میبردش جلوی یک قفس، میگه: خانم این باهوش ترین طوطیه که من تاحالا دیدیم. زنه به طوطیه میگه: سلام طوطی. طوطیه میگه: سلام خانم! زنه میگه: من اگه تو رو بخرم و ببرم خونه، بعد فردا با یه آقایی بیام خونه، تو چی میگی؟! طوطیه میگه: میگم سلام جنده خانم!! زنه بهش بر میخوره و میگه: واه! چه طوطیه بی ادبی! من اینو نمیخوام! یارو فروشندهه میگه: خانم شما اصلاً ناراحت نباشین. من دو هفته باهاش کار میکنم، اخلاقش درست میشه. خلاصه زنه دو هفته بعد میاد، به طوطیه میگه: سلام طوطی. طوطیه میگه: سلام خانم . زنه میگه: من اگه تو رو بخرم و ببرم خونه، بعد فردا با یه آقایی بیام خونه تو چی میگی؟! میگه: میگم سلا م خانم. خوش اومدین آقا! زنه میگه: اگه با دو تا آقا بیام چی؟! طوطیه میگه: سلام خانم، خوش آمدین آقایون! زنه میگه: اگه با سه تا آقا بیام چی؟! باز طوطی همونو میگه. خلاصه همینجور تعداد آقایون زیاد میشه تا میرسن به شیش تا آقا. یهو طوطیه شاکی میشه، میگه: ببین محمود آقا! نگفتم خانم جندست!!!
 

 

 
ترکه سوار هواپیما میشه، میشینه کنار دست یک پیرمرده. خلاصه سر صحبت باز میشه و این دوتا نسبتاٌ با هم رفیق میشن. وسطای راه، یک مهمون دار میاد از پیرمرده میپرسه، پدر شما شکلات میل دارید؟ پیرمرده میگه: نه خیلی ممنون، من بواسیر دارم. مهمون داره از ترکه میپرسه: شما چی؟ ترکه میاد تریپ رفاقت بگذاره، میگه: نه مرسی. این رفیقمون بواسیر داره، باهم میخوریم!!!
 

 
ترکه بچش بعد از عید فطر به دنیا میاد، اسمشو میگذاره: پسفطرت!
 

 
قزوینیه یه بچه خشگل بلند کرده بوده، پای معامله که میرسن قزوینه میگه: ببین بالام جان، اگه بزاری توش بزارم 50 تومن بت میدم اگر هم بزاری لاش بزارم 100 تومن بت میدم. بچهه هم پیش خودش میگه: عجب نرخ خوبیه! بزار یه لاپا بهش بدیم 100 تومن کاسب بشیم. خلاصه تا وارد عمل میشن قزوینیه امونش نمیده و تا دسته میکنه تو ماتحت بچه مردم! پسره هم بدبخت با هزار مکافات خودشو میکشه بالا میگه: خوارکسده مگه قرار نبود لا پام بذاری؟! پس چرا کردی توش؟! قزوینیه میگه: بالام جان به جون تو دست کردم تو جیبم دیدم 50 تومن بیشتر ندارم!!!
 

 
یارو زن اینکارهه میره دکتر زیبایی، میگه: آقای دکتر، بیزحمت دور نافم یکم مو بکارید!! دکتره کف میکنه، میگه: خانم همه میان اینجا موهای اضافة بدن رو بسوزونن، شما اومدین دور نافتون مو بکارید؟! زنه میگه: والله اقای دکتر دیدیم کار و کاسبی خوبه، گفتیم یک شعبه هم بالاتر بزنیم!!!
 

 
از ترکه میپرسن: چند تا بچه داری؟ 4 تا از انگشتاشو نشون میده، میگه: 3 تا!! ملت کف میکنن، میگن: بابا اینا که 4تاست؟ ترکه انگشت کوچیکشو نشون میده، میگه: این بچة همسایمونه، ولی همیشه خونة ماست!!!
 

 
یه زنه انگلیسیه و یه ترکه تو آسانسور بودن . زنه شروع میکنه لخت شدن و به ترکه میگه: یه کاری کن که احساس کنم واقعاً زنم، ترکه هم شروع میکنه لباساشو در میاره، بعد میندازدشون جلوی زنه، میگه: اینا رو بشور بعد هم اتوشون کن!!!
 

 
عربه هی میگوزیده، بعدش یک لیوان آب میخورده. ازش میپرسن: چرا هی بعد از گوزیدن آب میخوری؟ میگه: ولک، اگه آب نخورم که گرد و خاک میشه!!!

 

- یارو ترکه تو جبهه پشت ضد هوایی بوده میزنه یه هواپیما رو میندازه. خلبانه با چتر نجات میپره بیرون، ترکه میگه: بچه ها در رین صاحابش اومد!!!


دوشنبه 8 تیر ماه سال 1383
سلام دوستان

از اینبه بعد هرکس در نظرات جکی را بزایم بگوید من حاظرم ان را در وبلاگم بگذارم ودر انتهای ان لینک وبلاگ یا ایمیل شما را بگزارم پس بشتابید به سوی نظرات

یه ترکه بوده هر کدوم از بچه هاش یه رنگ بودن ازش می پرسن چرا اینا اینجوری هستن؟ میگه والا خانوم مت به جای قرص ضد بارداری اسمارتیز می خوره ها ها ها (از طرف ژوپیتر)

یه روز یه اصفهانیه موز میخوره معده اش تعجب میکنه(از طرف سرخ )

ترکه به رفیقش میگه: میخوام دختر شاه رو بگیرم! رفیقش میگه: چرت نگو مومن! مگه کشکیه؟! ترکه میگه: بابا من که راضیم، ننم هم که راضیه، فقط مونده شاه و دخترش! (از طرف رامین)

یه ترکه می‌خواد بره کربلا، سوار اتوبوسهای امام حسین می‌شه! (از طرف رامین)

سه نفررشتی و تهرانی و ترک داشتن تو خلیج فارس علیه آمریکا شعار میدادن و میگفتن: خلیج فارس ایران محل دفن ریگان. یه ناو آمریکایی که از اونجا رد میشد اینا رو دستگیر میکنه. به تهرانیه میگن خب تو چی میگفتی؟ تهرانیه یهو جوش میاره میگه: خلیج فارس ایران محل دفن ریگان! میگیرن میکشنش. به رشتیه میگن تو چی میگی؟ میترسه میگه والا به خدا من فقط گفتم خلیج فارس ایران محل ماهیگیران! آزادش میکنن. به ترکه میگن تو چی میگی؟ میگه: من گفتم خلیج فارس ایران آسفالت باید گردد! (از طرف رامین)


اصفهونیه و رشتیه و ترکه با هم یکجا کار میکردن. یک روز ساعت ناهار، اصفهونیه ظرف غذاشو باز میکنه، میبینه قورمه‌سبزیه, میگه: ااای بازم قرمه سبزیِس! اگه فردا باز قورمه‌سبزی باشه، من خودمو از این برج پرت میکنم پایین! بعد رشتیه ظرف غذاشو باز میکنه، میبینه کله ماهی داره .. اونم شاکی میشه، میگه: ااووو! اگه فردام همین باشه منم خودمو پرت میکنم پایین! آخری ترکه ظرف غذا رو باز میکنه، کوفته داره.. حالش به هم میخوره، میگه: ایلده اگه منم این ظرفو فردا باز کنم ببینم کوفته‌س.. خودمو پرت میکنم پایین! خلاصه فردا سه نفری میان سر کار و در غذاها رو باز میکنند و از قضا هر سه تا تکراری بوده، اینها هم خودشون رو پرت میکنند پایین! باری، پلیس میاد واسه تحقیقات و بازجوه خِـرِ زناشون رو میگیره که تقصیر شماهاست! زن اصفهونیه میگه: جناب سروان من نمیدونستم، تو خونه هم هروقت قورمه‌سبزی درست میکردم میخورد غر نمیزد! زن رشتیه میگه: اووو! تو رشت همه کله ماهی میخورن، من روحمم خبر نداشت این دوست نداره. زن ترکه میگه: جناب سروان به ولله من یه هفته بود خونه مادرم بودم، این خودش واسه خودش غذا درست میکرد! (از طرف رامین)

از ترکه میپرسن: چرا ترک شدی؟ میگه: ایلده نمره منفی داشت! (از طرف رامین)

ترک میشینه تو تاکسی، راننده بهش میگه: داداش دستت لای در گیر نکنه. ترکه هم میاد آخر مرام بگذاره، میگه: داداش سرت لای در گیر نکنه! (از طرف رامین)

لره دوزاری سیاه پیادا میکنه، میره تلفن عمومی گوشی رو برمیداره، میگه: الو آفریقا؟! (از طرف رامین)

از بجه تهرونیه میپرسن: امام اول کیه؟ یخورده فک میکنه، میگه: بابا یک راهنمایی بکنید... میگن: شمشیرش معروفه.. میگه: آها... ZORO! (از طرف رامین)

ترکه میرسه به یه هیئت، از یکی جلو در میپرسه: آقا اینها این تو چی کار میکنن؟ یارو میگه: اینها ده روز سینه میزنن! ترکه میگه: ای بابا، ایلده کنترات بده 3 روزه میزنیم! (از طرف رامین)

ترکه پشتش میخواریده، هرکار میکرده دستش نمیرسیده.... میره رو صندلی(از طرف رامین) 

از بسیجیه میپرسن: میدونی خدا کیه؟ میگه: نماینده ولی فقیه در کائنات! (از طرف رامین)



علی آقا میخواسته حال اکبرآقا رو بگیره، براش یک ریش‌تراش خدای آلمانی کادو میفرسته. خلاصه اکبر آقا کادو رو باز میکنه، ریش تراش رو میبینه، پاک میخوره تو پرش.. میگه من باید حال اینو بگیرم. چند روز بعد علی آقا میبینه براش یک کادو اومده از طرف اکبرآقا... باز میکنه، میبینه توش یک پِلِی اِسْتیِشنه! ((از طرف رامین)

سه تا ترک که دیر به قطار رسیده بودند، دنبال قطار دویدند. دو تا از آنها با زحمت سوار قطار شدند. آخری که به قطار نرسیده بود، ایستاد و شروع کرد به خندیدن. از او پرسیدند: حالا که از دوستانت عقب افتاده‌ای چرا می‌خندی؟ او گفت: آخر من مسافر بودم و آنها برای بدرقه آمده بودند! (از طرف رامین)

معلم ورزش: غلام،‌ چند رشته از ورزش دوومیدانی را نام ببر. غلام: پرتاب خط‌کش توسط معلم، فرار صدمتر از دست معلم، پرش طول از دیوار و در نهایت پرشه سه گام از محوطه مدرسه به بیرون مدرسه! (از طرف رامین)


یه روز یه ترکه خبر داغ می‌شنوه، گوشش تاول می‌زنه. (از طرف رامین)


ترکه خورد به جدول، حلش کرد. (از طرف رامین)

لطیفه موزون: یه روز یه مرده، می‌خوره به نرده! (از طرف رامین)

یه روز یه ترکه داشته رد می‌شده،‌ یه نمره بهش میدن قبول بشه! (از طرف رامین)

یک روز عروس رفت گل بچینه، شهرداری گرفتش! (از طرف رامین)

یک روز یه ترکه از حال رفت، از آشپزخانه اومد تو! (از طرف رامین)

از سه تا ترک می‌پرسند که کی به دنیا آمدید؟ اولی می‌گوید: در نیمه اول سال، دومی می‌گوید: در نیمه دوم سال، سومی می‌گوید: لابد منهم در وقت اضافه! (از طرف رامین)

بیمار: آقای دکتر، متاسفانه من همه چیز را خیلی سریع فراموش می‌کنم. دکتر: این مسئله از کی شروع شد جانم؟ بیمار: کدام مسئله آقای دکتر؟! (از طرف رامین)

یه روز یه ترکه بلیت هواپیما می‌گیره، میره ایستگاه قطار، سوار اتوبوس می‌شه، با دوچرخه میره مسافرت! (از طرف رامین)

معلم: حمید سه‌تا حیوان وحشی نام ببر. حمید: آقا اجازه، شیر، پلنگ و بیژن، اینهم جای گاز گرفتنش! (از طرف رامین)

ترکه باباشو می‌کشه می‌ره مرحله بعد! (از طرف رامین)

ترکه عینک آفتابی می‌زنه. بچه‌اش میاد توی اتاق. به بچه‌اش می‌گه: کجا بودی تا این وقت شب...؟! (از طرف رامین)

یه عربه یه تنه نخل گذاشته بود رو دوشش و میرفت یکی بهش میگه اینو کجا میبری؟ عربه میگه: ای گل برای دلبرم میبرم!(از طرف رامین)

به ترکه میگن با غضنفر جمله بساز، یارو رو دنبال می کنه. میگن: حالا چرا دنبالش می‌کنی؟ می‌گه: آخه آدم با باباش هم جمله می‌سازه؟! (از طرف رامین)

یه روز یه ترکه رادیو پیام رو روشن می‌کنه. رادیو می‌گه: مسیر آزادی به امام حسین بسته است. ترکه می‌گه: بابا چرا قسم می‌خوری، نمیخواد، همه باور می‌کنن! (از طرف رامین)

یه روز یه پدر داشته دختر کوچولوی شیطونش رو نصیحت می‌کرده. حرفهاش که تموم می‌شه می‌گه که دیگه بابا رو اذیت نمی‌کنی که... چون هر بار کار بد بکنی یکی از موهای من سفید می‌شه. دخترک شیطون حاضرجواب می‌گه: حالا فهمیدم چرا همه موهای بابابزرگ سفیده!؟ (از طرف رامین)

ترکه خیلی بدشانس بوده. وقتی می‌میره روحش میره لای پنکه! (از طرف رامین)

ودر اخر خواستم از رامین گل که نمیدونم این همه جوک را از کجا کش رفته تشکر کنم



سه شنبه 2 تیر ماه سال 1383
سلام

 یه بابایی به بچه اش شنای قورباغه یاد میداده، بچه هه یاد نمیگرفته، میره یه قورباغه میگیره میندازه تو حوض به بچه هه میگه خوب نیگا کن یاد بگیر، اما از بخت بد قورباغه هه کرال شنا میکرد!!!!

رشتیه داشته با پسرش از یک دهی رد میشده، پسرش ازش میپرسه: باباجون، چرا این آقاهه داره پستونای این گاوه رو میماله؟! رشتیه میگه: واسه اینکه این آقا میخواد این گاوو بخره، میخواد مطمئن شه که مریض نیست. پسره یهو هول میکنه، میگه: اِاِاِِِ...بابایی... یعنی اکبرآقا هم میخواد مامانو بخره؟!!!
 

 
یارو داشته تو خیابونای قزوین قدم میزده، یهو میبینه یه قزوینی افتاده دنبالش. خلاصه ازین خیابون به اون خیابون، ازین کوچه به اون پس کوچه... میبینه خیر، طرف دست بردار نیست. همینطور که تو این فکر بوده که چیکار کنم که از شر این لعنتی خلاص شم، یهو به کلش میخوره که یه گوز اساسی بده، بلکن یارو از بوش بدش بیاد دست از سرش برداره. خلاصه با تمام قوا یک گوز با پدر مادرِ خوش صدا از خودش صادر میکنه، ولی قزوینیه دست بردار نبوده. خلاصه آخر میپیچه تو یک کوچه بن بست، گیر میفته. یارو میرینه به خودش، داد میزنه: خار کسده! از جون من چی میخوای؟!! قزوینی میگه: بالام جان، هر کی بوق می زنه سوارم میکنه!!!

 
یک شب تلوزبون فیلم سینمایی گذاشته بوده، تو فیلم مرده به زنش میگه: شب بخیر لورا. یهو تو لرستان ملت همه تلوزیون رو خاموش میکنند، میرن میخواب

 

یه جوک از تنهایی :
غضنفر برا خرید عروسی میره کفش فروشی، به کفاشه میگه یه کفش عالی میخوام.
کفاشه میگه: یه کفش بهت میدم تو کل ایران لنگه نداره!
غضنفر داد میکشه: آخه مرد حسابی با یه لنگه کفش که جلو مهمونا آبروم میره!!!!!!
  
 
یه نفر رفته بود تو یه رودخونه کم عمق و داشت ماهی میگرفت و میخووند:
من مرد ماهگیرم آب رسیده به زانوم!
یه نفر رد میشد وقتی شعر طرف رو میشنوه میگه: یه کم برو جلوتر تا شعرت قافیه دار شه!!!!!!
 

  از رشتیه پرسیدن اسم خانوادات را بگو، گفت
صایران ـ موبایل ـ آمریکا
گفتن یعنی چه
گفت دخترم صاایران که هرروز بهتر از دیروز
زنم موبایل که هیچوقتا در دسترس نیست
خودم هم آمریکا که هیچ غلطی نمیتوانم بکنم

 

 
 یک روزیه زنه لرزان لرزان میره تو دارو خانه و میگه آقا ببخشید شما کیر مصنوعی دارید
داروخانه ای با تعجب میگه داریم خانم و زنه همان طور لرزان میگه ببخشید مارک وینست هم دارین
دارو خانه ای هم باز با تعجب میگه بعله داریم که خانمه لرزان میپرسه ببخشید میدونید چطوری خاموش میشه؟
 

 
 یک روز یه تهرونی دو تا جنده دهاتی بلند میکنه میبره خونه و به آنها میگه شما برید حمام تا من بیام
خودش هم لباس هاشو در میاره و یک کاندوم هم میکشه سر کیرش و میره تو حمام
یک دفعه یکه از دختر دهاتی ها میزنه تو پهلو رفیقش و میگه :زینب ،زینب نگاه بکن ببین چه کیر نوهی داره
هنوز نایلونش رو نکنده
 

 
به ترکه میگن باباتو بیشتر دوست داری یا مامانتو
میگه مامانتو

 

 
 به ترکه میگن شما آشغالاتون رو تو چی میریزید
میگه لای نون
میگن لای نون؟
میگه نمیدونم لای نون یا نای لون

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری

Shadmehr =Bia Inja

ساکن ابادان هستم      
شناسنامه کامل من...