امیدوارم خوب باشید ببخشید که دیربه دیرآپدیت می کنم چون من دانش جو هستم و در شهر دیگری درس میخوانم واز شانس بد من ترم کم اوردم وباید تابستون امسال وسال دیگه ترم تابستونی بگیرم اما تا این که میتونم اینجارو زودتر آبدیت میکنم وحالا خواستم یک حرف خودمونی باشما بزنم بله شما ... بااینکه در روز 500 نفربه این وبلاگ میان اما خودتان ببینید که نظرات قبل چقدر است پس از این به بعد تا اینکه نظرات 30 نشه اپدیت نمیکنم
راستی خواستم در اینجا ازدوست عزیز رضا که لطف کرددند برایم نامه فرستادند تشکرکنم
آقایون هر کس ایمیل 1000مگا بایت میخواهد به این سایت عربی برود ایمیل مجانی میدهد ودر آخر جکهای من
http://www.maktoob.com
- ترکه زنگ میزنه خونه دوست دخترش، بابای طرف گوشی رو برمیداره، هول میشه میگه: ساعت شانزده و پنجاه و چهار دقیقه!!!
ترکه تو یک دهی دکتر بوده ، میخواسته به یک زنه آمپول بزنه. زنه ازین شلیتههای لایه لایه پاش بوده، هرچی ترکه دامناش رو بالا میزده، تموم نمیشده. آخر ترکه شاکی میشه به زنه میگه: ببخشید خانم، کون شما صفحه چنده؟!!
دو تا ترکه میرن یک رستوران کلاس بالا، دو تا کوکا سفارش میدند، بعد هم یکی یک ساندویچ از کیفشون درمیارند، شروع می کنند به خوردن. گارسونه میاد میگه: ببخشید،شما نمی تونید اینجا ساندویچ خودتونو بخورید. ترکا یک نگاهی به هم می کنند، ساندویچاشونو باهم عوض می کنند!!
ترکه 19 تا بچه داشته، بهش میگن: چرا یک بچه دیگه نمیاری، رُند شه؟! میگه: فرزند کمتر، زندگی بهتر!!!
ترکه میره کله پاچه فروشی، یارو بهش میگه: قربون چشم بگذارم؟ ترکه میگه: نه آقا! حداقل صبر کن من برم قایم شم!!
رفیق ترکه خیلی خانوم باز بوده، ترکه ازش میپرسه: آخه تو چی کار میکنی که هی چپ و راست خانوم بلند میکنی؟ به ما هم یاد بده. رفیقش میگه: بابا کاری نداره که، بیا بریم تا بهت یاد بدم. سوار ماشین میشن میرن جلو پای یه زنه آخر تیکه ترمز میکنن، رفیقش به زنه میگه: معین جدید رو شنیدی؟ زنه میگه: نه. میگه: بیا من برات بگذارم. خلاصه زنه رو سوار میکنه و میبره خونه تا دسته میکنه، ترکه هم خیلی تحت تاثیر قرار میگیره. چند روز بعد با ماشین میره جلوی یه خانومه نگه میداره، میگه: معین جدیدی رو شنیدی؟! زنه میگه: نه. ترکه میگه: نشنوی ها! مـیکُـننت!!!
ترکه مادر پدرشو میکشه، ازش میپرسن: چرا این بدبختا رو کشتی؟ میگه: بعد از چهل سال به رابطه کثیفشون پی بردم!!!
مامانه داشته واسه بچش لالایی میخونده. بعد از یه ربع، بچهه میگه: خوب مامان خفه شو میخوام بخوابم!!!
سیاه پوسته میگوزه، زنش تا یه هفته داشته از رو زمین دوده جمع میکرده!!!
کرده تو کردستان پونزده نفرو میکشه، تو دادگاه به حداکثر مجازات محکوم میشه. میگیرن شلوارشو درمیارن، پاش استرچ میکنند!!
زنه میره پارچه فروشی خرید میکنه، بعد به فروشنده میگه: چقدر میشه؟! یارو میگه:خانم شما نمیخواد پول بدین، بجاش یه دور از جلو به من بدین! زنه میگه: حاجآقا اینجوری که خیلی گرون میشه! اگه میخواین من یه دور از عقب بهتون میدم! یارو میگه: نه خانم این که خیلی کمه! به جون بچههام اینی که شما میگید قیمت خریدشه!!!
قزوینیه یه بچه خوشگل مهمونش بوده، هی میخواسته بکندش ولی نمیدونسته چطور حالیش کنه. تو همین احوال، یکی در میزنه. قزوینیه میره دم در بعد از یه مدتی شاکی بر میگرده، پسره میگه: چی شده؟! قزوینیه میگه: هیچی این پسر همسایه بود، میگفت: بابام گفته یه کاسه تف بدین، مهمون داریم میخوایم بکنیمش! میبینی بالام جان چه مردم بی ملاحظهاین؟! نمیگن ما خودمون هم مهمون داریم!!!
شباهت ترک و اسپرم چیه؟ تو هردوتاشون از هر چند میلیون یکیش آدم در میاد!!!
ترکه میره به یکی خبر مرگ مادرش رو بده، بهش میگه: یه شتری بود که در خونه همه میخوابید!؟ یارو میگه: خوب؟ میگه: این دفعه رو ننه تو خوابید!!!
ترکه ساندویچفروشی داشته، یک روز یک بابایی میاد میگه: قربون یک ککتل بده، فقط بیزحمت توش گوجه نگذار. ترکه میگه: آقا امروز گوجه نداریم، میخوای خیارشور نگذارم؟!!
ترکه از طبقه صدم یه ساختمون میپره پایین، به طبقه پنجاهم که میرسه میگه: خب الحمدالله تا اینجاش که بخیر گذشت!!!
ترکه میره لباس فروشی، میگه: ببخشید شلوار نخی دارید؟ یارو میگه:بعله. ترکه میگه: بیزحمت دونخ بدین!!!
بعد از جنگ، یک عالمه سردار مردار الکی اضافه حقوق بگیر رو دست دولت باد کرده بوده، با خودشون فکر میکنن یک برنامهای پیدا کنن که یک پولی به اینها بدن بازخریدشون کنن و از شرشون راحت شن. تو جلسه قرار میگذارن که هر سرداری میتونه معادل درازترین فاصله در بدنش به انتخاب خودش در ازای هر سانت ده هزار تومن بگیره و بره رد کارش. یکی قدش خیلی بلند بوده، میگه از فرق سر تا نوک پا. اندازه میگیرن 240 سانت بوده حساب میکنن بهش میدن. یکی دیگه دستهاش دراز بوده، میگه از نوک انگشت چپ تا نوک انگشت راست. 2 متر بوده، 2 میلیون میگیره. بعدی میاد، میگه: از نوک معامله تا محل تخمتین! میگن: مطمئنی؟ این که چیزی نمیشه. یارو میگه: نه من همینقدر قبول دارم. میگن هرجور میل خودته. خلاصه شلوار یارو رو میکشن پایین، میبینن یارو اصلاً تخم نداره! میگن مرد حسابی پس تخمات کو؟ یارو میگه: فـاو!
ترک دیسک کمر داشته، بچش با کیفیت به دنیا میاد!
ترکه دو تا زن داشته. یک روز زن اولش زنگ میزنه دفترش، با کلی ناز و ادای شوهر خفه کن میگه: عزیزم، چرا یک سر به من نمیزنی؟! کلی خرید دارم. بدبخت شوهر هم میگه: چشم خانوم، حتماٌ یک سر میام. هنوز گوشی رو نگذاشته بوده زمین که زن دومش زنگ میزنه و باز با همون تریپ عشوه میگه: عزیزم چرا نمیای پیشم، مگه نمیدونی مریض احوالم؟! و باز هم ترکه میگه: چشم عزیزم، حتما میام پیشت. خلاصه عصر میشه و ترک عزیز قصه ما اول میره یک سر به زن اولش میزنه و خلاصه یوخده اوضاع گرمتر از معمول میشه و کار به جاهای باریک میکشه. کارشون که تموم میشه، ترکه میگه: خوب عزیزم پاشو بریم بزازی لباس بخریم، زنه هم که مشکلش حل شده بوده میگه: نه عزیزم باشه یک وقت دیگه. خلاصه ترک نازنین قصه ما هم خداحافظی میکنه و میره سراغ زن دوم و خوب دور از ذهن نیست که اونجا هم دکتربازی به جاهای باریک میکشه و جناب شوهر یک ربع تلنبه زدن پیاده میشه!! کارشون که تموم میشه، باز ترکه میپرسه: عزیزم میخوای بریم دکتر معاینت کنه؟ زنه هم میگه: نه حالم الان بهتره، بعداٌ میریم! بعد از پایان هر دو ماجرا، ترکه کیرشو در میاره میگه: گربان سنه سرافراز - هم دکتر سنه هم بزاز!
ترکه دو تا زن داشته. یک روز زن اولش زنگ میزنه دفترش، با کلی ناز و ادای شوهر خفه کن میگه: عزیزم، چرا یک سر به من نمیزنی؟! کلی خرید دارم. بدبخت شوهر هم میگه: چشم خانوم، حتماٌ یک سر میام. هنوز گوشی رو نگذاشته بوده زمین که زن دومش زنگ میزنه و باز با همون تریپ عشوه میگه: عزیزم چرا نمیای پیشم، مگه نمیدونی مریض احوالم؟! و باز هم ترکه میگه: چشم عزیزم، حتما میام پیشت. خلاصه عصر میشه و ترک عزیز قصه ما اول میره یک سر به زن اولش میزنه و خلاصه یوخده اوضاع گرمتر از معمول میشه و کار به جاهای باریک میکشه. کارشون که تموم میشه، ترکه میگه: خوب عزیزم پاشو بریم بزازی لباس بخریم، زنه هم که مشکلش حل شده بوده میگه: نه عزیزم باشه یک وقت دیگه. خلاصه ترک نازنین قصه ما هم خداحافظی میکنه و میره سراغ زن دوم و خوب دور از ذهن نیست که اونجا هم دکتربازی به جاهای باریک میکشه و جناب شوهر یک ربع تلنبه زدن پیاده میشه!! کارشون که تموم میشه، باز ترکه میپرسه: عزیزم میخوای بریم دکتر معاینت کنه؟ زنه هم میگه: نه حالم الان بهتره، بعداٌ میریم! بعد از پایان هر دو ماجرا، ترکه کیرشو در میاره میگه: گربان سنه سرافراز - هم دکتر سنه هم بزاز!
یارو ازون تیمسار کسخلای تیر بوده، یک روز کله سحر میاد پادگان به اولین نفری که میرسه، داد میزنه: سرگرد! من دیشب زنمو کردم! انجام وظیفه بود یا بیگاری؟!! سرگرده جفت میکنه، با خودش میگه باز این میخواد یک چیزی از دهن ما بکشه بیرون بدبختمون کنه. خلاصه با تته پته میگه: چهچه عرض کنم قربان. تیمساره شاکی میشه، میگه: خاک بر سر احمقت کنند! میره یکم جلوتر، یک گروهبانه رو میبینه، باز همون سؤالو میپرسه، گروهبانه بدبخت هم یکم من و من میکنه، چیزی نمیگه و فحشش رو میخوره. تیمساره شاکیتر میشه، میره یکم جلوتر میبینه یک سرباز صفر داره جارو میکشه، میره جلو میگه: سرباز! من دیشب خانوم رو کردم. انجام وظیفه بوده یا بیگاری؟! سربازه خیلی مطمئن میگه: انجام وظیفه بوده قربان! تیمساره کف میکنه، میگه: واسه چی انجام وظیفه؟! ترکه میگه: آخه اگه بیگاری بود میدادید ما بکنیم!
|