www.30to.blogsky.com جوک استان

جوک استان
تعداد بازدیدکنندگان 754793


آرشیو
جمعه 27 شهریور ماه سال 1383


 

سلام به همه باز ما امدیم بایه عالمه جک بالای 18 سال که دست اول هم هستش دوستان زیادی گفته بودن که چه جوری میتونن جوک در وبلاگ بنویسند دوستانی که می خوان برایم جک بنویسند میتونند در همین سمت راست وبلاگ ودر طابلوی گفتمان وبلاگ جوک خود را بنویسند راستی در اپدیت قبلی ایدی من در وبلاگ روشن مونده که بعضی دوستان ازمن دلخور شده اند که پرا جوابشون را نداده ام ودر اخر خواستم از حسین کعبی ( نه اون فوتبالیسته) تشکر کنم که ابراز لطف کردنند وبازهم جک ترکی که>>>

 

 

 

ترکه میمره روحش لای پنکه گیرسقفی می کنه.

 


ترکه میمره
باباش رضایت نمیده.

 

 


ترکه میخوره زمین ..... هوا میره نمیدونی تا کجا میره

 

 


ترکه برف پاکن ماشین میزنه هیپنوتیزم میشه
.

 

 


ترکه ماشینش تو برف گیر میکنه زنجیر نداشته سینه می زنه
.

 

 


به ترکه می گن چرا ترک شدی می گه والا خورد به انقلاب
.

 

 


ترکه اکس می ترکونه فاز منفی میگیره فرداش ایگرگ می زنه
.

 

 

 


ترکه به رفقیش می گه شنیدی اکبر ماتیز گرفته. رفیقش می گه ااا از ایدز بدتره
.

 

 

 

و اولین ترکی که از کله اش استفاده کرد می دونین کی بو؟ (علی دایی(

 

 


 

کرم ابریشم قرص اکس مصرف می کنه بافتنی می بافه.

 

 


بچه به باباش میگه بابا من ماه عسل تو با مامان کجا بودم؟ بابا میگه والا رفتنش با
من بودی برگشتن با مامانت.

 

 


یک روز یک پسر به زید ش که ترک بوده میگه می ایی بریم خونه
خالی میگه :پس کی رومون
دررا باز کنه

 

 


یک روز طارق کعبی پور را می بینند هی دستشو میکنه

تو پیریز برق میگن چرا این کار را میکنی میگه میخوام بابا برقی بیا دتا بکنمش

 

 

 
یک روز یک پسر با خالش میر بیرون که تو راه میبینند یک خر (از اینها که روش چی میفروشن(

؟؟؟؟ شق شده از خالش هی می پرسه چیه خاله همش میگفته هیچی فردا با باباش که
میره بیرون خره را دوباره میبیند وبه باباش میگه دیروز هرچی از خالم سوال کردم این چیه میگفت
باباش میگه این برای خاله تو هیچی نیست

 

 


یه روز ترکه می آید خونه میبینه داداشش رو زنش خوابیده. میگه
پاشو بینم ادا
منو در نیار.

 

 


یه ترکه مغازه سوتین فروشی زد بعد از مدت کمی

مغازش رو تعطیل کردند
روی شیشه مغازش زده بود : " با نصب رایگان!!!!

 

 

 


ترکه یک پول قلنبه میاد دستش، تصمیم میگیره یک کاسبی اساسی راه بندازه. خلاصه میره
سی ملیون تومن شورت زنونه میخره، بار تریلی میکنه میبره تهرون، شروع میکنه فروختن، و بعد یک مدت کارش اساسی میگیره. بعد از دو سه ماه، زنگ میزنه به زنش میگه: خانم جان، پاشو بیا اینجا ببین من با این همه شورت چه غوغایی کردم! زنش میگه: هنر کردی! تو پاشو بیا اینجا ببین من اینجا بدون شورت چه غوفایی کردم

 

 


یک ترکه میره خواستگاری دختره که براش چایی می آره میگوزه . ترکه میگه اگه نمی رینین دو تا قند هم به ما بدین


جمعه 13 شهریور ماه سال 1383
سلام



رشتیه پکر و ناراحت نشسته بوده تو یک عرق فروشی و همین جور یک ساعت تمام داشته گیلاس عرقشو نگاه می‌کرده. یارو جاهله با خودش میگه بگذار یکم بخندیم، میره جلوی رشتیه، گیلاس عرقشو برمیداره و میره بالا. رشتیه اول یک نگاه غمناک به یارو میکنه، بعد یهو میزنه زیر گریه! جاهله ناراحت میشه:‌میگه: بابا بیخیال،‌شوخی کردم جون حاجی.اصلاً‌ الان یدونه مَشتی‌شو برات میگیرم، مهمون من! رشتیه در حین هق هق میگه: نه داداش، تقصیر تو نیست. اصلاً‌امروز بدترین روز زندگی منه! اولش صبح خواب موندم دیر رسیدم سرکار،‌رئیسم هم بیرونم کرد! ‌بعد اومدم برگردم خونه، ‌دیدم ماشینم رو دزد برده! رفتم کلانتری، ‌گفتن کاریش نمی‌تونن بکنن...بعد تاکسی گرفتم رفتم خونه،‌یهو دیدم کیف پولم رو گم کردم، ‌یارو راننده تاکسیه هرچی از دهنش درومد بارم کرد و گاز داد رفت.. بعد رفتم تو خونه، دیدم خانم با سه تا از همسایه‌ها تو رختخوابن! آخر تصمیم گرفتم خودمو بکشم، ‌که یهو تو اومدی لیوان سمم رو تا ته خوردی!


 

یکسال . یک ماه از محرم گذشته بوده ولی هنوز تو شهر صدای سینه زنی میومد
مردم میرن پی ماجرا میبینن دسته ترکها تو کوچه بن بست گیر کرده

 

 

یه روز یه تهرونیه به یه ترکه میگه بگو فیات ترکه میگه فیات تهرونیه میگه بمک تا بیاد! ترکه بهش بر می‌خوره میگه بگو ژیان تهرونیه میگه ژیان ترکه میگه کیر تو کس ننت! تهرونیه میگه برو بابا این که بهش نمیاد ترکه میگه پس بمک تا بیاد!

 

 

 

یه بچه ترکه (البته نه ترکای تو ایران بلکه ترکای کافر بد!) میره پیش باباش میگه چرا به من میگن خر باباهه میگه برو از تو آشپزخونه یه قابلمه بیار تا بهت بگم وقتی میاره میزنه رو قابلمه میگه این صدای چیه؟ بچهه میگه فکر کنم دارن در میزنن! باباهه میگه حالا فهمیدی چرا بهت میگن ترک خر؟ بلند شو قابلمرو بزار سر جاش تا من برم در رو باز کنم!

 

 

 

یه روز یه ترکه رو از استخر میندازن بیرون. دوستاش بهش میگن چرا انداختنت بیرون؟ میگه آخه شاشیدم! دوستاش بهش میگن آخه کس خول، توی استخر همه میشاشن ولی کسی نمی‌فهمه. میگه آخه من از همون بالا شاشیدم!

 

 

 

ترکه خانوم بلند کرده بوده،‌نمیدونسته چطور سر صحبت رو باز کنه. هرچی فکر می‌کنه هیچی به نظرش نمیرسه. یه کم پسته تو ماشین داشته، میگیره جلو زنه، میگه: جنده! پسته بخور!

 

 

 

یه پیرمرده و یه پیرزنه و یه پسره و یه دختره تو یه کوپه قطار با هم بودن،‌قطار میره تو تونل و همه جا تاریک میشه،‌یهو یه صدای ماچ و بعد هم یه صدای کشیده میاد! قطار از تونل میاد بیرون همه نشسته بودن سر جاشون. پیرزنه با خودش میگه: عجب دختر متین و باحیاییه! با اینکه جوونه و دلش میخواد ولی به کسی راه نمیده، تا یارو بوسیدش گذاشت زیر گوشش! دختره با خودش میگه: عجب پیرزنه نجیبیه! با اینکه سنش بالاست و کسی تحویلش نمیگیره، بازم نمیذاره کسی ازش سوء استفاده کنه. پیرمرده هم با خودش میگه:‌بابا عجب بدبختیه‌ها! یکی دیگه حالش رو میکنه ما کشیده رو می‌خوریم! پسره هم با خودش میگه: چه حالی میده آدم کف دستش رو ببوسه محکم بزنه تو گوش بغلی!

 

 

این جوک رو المیرا خانم فرستاده :
ترکه می‌خواسته در مصرف آب صرفه جویی کنه، زن حامله می‌گیره!
(چشم جوک استان روشن!)


اینم یه جوک تو مایه‌های جوک قبلی از طرف خودم (البته با اجازه المیرا) :
یه بنده خدایی میره داروخونه میگه ببخشید شما یزید دارین؟ یارو دکتره تعجب میکنه میگه یعنی چی یزید می‌خوای چکار کنی؟ میگه آخه می‌خوام جلوی آبم رو بگیره!


پنجشنبه 5 شهریور ماه سال 1383
سلام


ترکه چراغ جادو پیدا میکنه، دست میکشه روش غولش در میاد میگه: دو تا آرزو بکن. ترکه میگه: یه نوشابه خنک میخوام که هیچ وقت تموم نشه. غوله بهش میده، ترکه یکم میخوره میگه: به به! چقدر خنکه! یکی دیگه هم بده!!!
 


خبر نگاره نظر ترکه رو درباره سیگار میپرسه، ترکه میگه: به نظر من سیگار پدر سلامتیه! خبرنگاره میگه: چطور آقا؟ دلیل شما چیه؟! ترکه میگه: آخه مادر سلامتی رو میگاد!!!
 


رفیق رشتیه داشته نصیحتش میکرده که که بابا این زن تو دیگه گندشو درآورده، هر روز دم خوننتون ملت بیست متر صف کشیدن برن اینو بکنن! بابا دیگه باید طلاقش بدی. رشتیه میگه: اووو! طلاقش بدم خودم برم ته صف؟!! 

 

یک بابایی یه ماهی تو پاکت دستش بوده، رفیقش میبیندش، ازش میپرسه: جریان این ماهیه چیه؟ میگه: دارم برای شام میبرمش خونه. ماهیه میگه: مرسی من شام خوردم، منو ببر سینما!!!



از قزوینیه میپرسن: شما تحصیل کرده اید؟! میگه: والله تحصیل که نه، ولی بالامجان محصل زیاد کردم!!! 
 


سر کلاس پزشکی استاد از شاگرداش میپرسه: کدوم یک از اعضاء بدن میتونه تا 9 برابر حالت عادی بزرگ بشه؟
یه دختر میگه: استاد من میدونم ولی روم نمیشه بگم... استاد میگه عیب نداره نگو!
یه پسره میگه منم میدونم ... اون مردمک چشمه.....
استاد میگه آفرین درسته... بعدش به دختره میگه شما هم اینقده توقع زیادی نداشته باش!!!!!

 


یه جوک از پرهام:
یه دکتر ترک به مریضش 2 جور قرص میده میگه: یکیشو یه ربع قبل از خواب میخوری یکیشو یه ربع قبل از بیداری!!!!


 

ترکه یه سکه اززیر خاک پیدا میکنه، روش نوشته بوده تاریخِ ضرب: 200 سال قبل از میلاد!!

 


از زن رشتیه میپرسن: شما موقع عشقبازی با شوهرتون صحبت میکنید؟ میگه: اگه زنگ بزنه، خوب آره!!!
 

 
بچهه داشته با اتوبوسش بازی میکرده، هی میگفته: قام قام... ایستگاه اول، کونیا درجلو، جندهها در عقب! ...قام قام... ایستگاه دوم، جاکشا در جلو،کسکشا در عقب!! مامانش شاکی میشه، میگه بی ادب این چیزا چیه میگی؟! یقه بچهه رو میگیره میبره تو انباری زندانیش میکنه. بعد از سه ساعت میاد بهش میگه: آدم شدی؟! بچه میگه: آره، میگه: خوب حالا برو مثل بچه آدم بازی کن. بچه هم میره اتوبوسش رو بر میداره میگه:... قام قام...ایستگاه سوم، زن قحبهها در جلو، مادرقحبهها در عقب...اون جاکشهایی هم که میگن چرا اتوبوس سه ساعت تاخیر داره، برن ازون زنیکه جندهای که تو آشپزخونه واستاده بپرسن!!!

 
یک مرغ آمریکایی و یک مرغ ایرانی داشتن واسه هم رجز میخوندن، مرغ ایرانیه میگه: من هر تخمم 30 تومن قیمتشه! مرغ آمریکاییه میگه: چاییدی! من هر تخمم 40 تومن قیمتشه! ایرانیه میگه: برو خواهر! ما واسه 10 تومن کون خودمون رو پاره نمیکنیم!!!
 

 
معلمه داشته پای تخته مسئله حل میکرده، یهو یکی از ته کلاس میگه: میکنمت! یارو به روی خودش نمیاره، یکم میگذره دوباره یکی از ته کلاس میگه: میکنمت بچه کونی! باز معلمه به روی خودش نمیاره، بار سوم دوباره یکی از ته کلاس همینو میگه، معلمه تیز بازی درمیاره،گیرش میاره. شاکی از کلاس، میرخ بیرون، میره پیش مدیرِ دبیرستان میگه: بابا این چه افتضاحی؟! این چه مدرسه گندیه؟! من دارم سر کلاس ریاضی درس میدم، یک پسره هی میگه: میکنمت! مدیره میپرسه: یارو لباس سورمهای تنش نبود؟ معلمه میگه: چرا. مدیره میگه: شلوارش هم سیاه بود؟! معلمه میگه: آره خودشه! مدیره میگه: ببین این راست میگه، جداً میکنه!!!
 

 
ترکه تو مسابقة دو دوپینگ میکنه، ازقضا آخر میشه! رفقاش میپرسن: بابا چرا آخر شدی؟میگه: آخه نمیخواستم بهم مشکوک شن!!



از ترکه میپرسن: بلدی پیانو بزنی؟! میگه: نه. ولی یه داداش دارم... اونم نه!!!
 

 
شیره میخواسته بره مسافرت، خرگوشه رو جای خودش میگذاره سلطانِ جنگل. خرگوشه هم روز اول میگه: برین اون روباه پدرسوخته رو بیارین. میرن روباهه رو میارن، هنوز تو نیومده، میتوپه بهش که: پدرسوخته، تو کلاهت کو؟! دستور میده روباهه رو ببندن به یک درخت، همه حیوونای جنگل بیان یک دور بکنن! دو روز بعد دوباره روباهه رو احضار میکنه، باز تا میاد تو بهش میگه: مادرقحبه! تو کلاهت کو؟! باز میده ببندنش به درخت و همه حیوونا ترتیبشومیدن. خلاصه چهار پنج روز همینجوری میگذره، آخر روباهه شاکی میشه، زنگ میزنه به موبایل شیره و میگه بابا این چه افتضاحیه؟! این ریختی پیش بره، این خرگوش تاج و تختت رو به باد میده. شیره هم زنگ میزنه به خرگوشه میگه: بابا، بیخودی که نباید به ملت گیر بدی! یه گیری بده که شاکی نشن. خرگوشه میگه: یعنی چی؟ میگه: مثلا فردا روباهه رو بفرست برات سیگار کِنت بخره. اگه پایه کوتاه خرید بگو چرا بلندشو نخریدی، اگه بلند خرید بگو چرا کوتاهشو نخریدی، بعد هم ترتیبش رو بده! خرگوشه میگه: خوب، یادگرفتم. فردا باز روباهه رو احضار میکنه و میگه برو یک بسته سیگار کنت بخر. روباهه میاد تیزبازی دربیاره، میره هم سیگار پایه بلند میخره هم پایه کوتاه. خلاصه برمیگرده تو کاخ، پایه کوتاهه رومیده، میگه: قبله عالم به سلامت! اینم سیگار کنت. خرگوشه زود میگه: پدرسوخته، من پایه بلندشو میخواستم! روباهه هم درجا دست میکنه بسته پایه بلند رو میده. خرگوشه میبینه رودست خورده، پاک شاکی میشه، میگه: اصلا کسکش تو کلاهت کو؟!!!
 

 
قزوینیه میره خونه یک میلیونره، دویست میلیون نقد میدزده. بعد زنگ میزنه خونه یارو میگه: بچه رو بیارین پولارو ببرین!!!
 

 
تهرانیه به ترکه میگه: بگو بلوط، ترکه میگه: بلوط. تهرانیه میگه: کیرم تو گلوت! ترکه حسابی بهش بر میخوره، با خودش میگه من باید حال اینو بگیرم. میره یه هفته فکر میکنه، هفته بعد میاد به تهرانیه میگه: بگو شلغم. تهرانیه میگه: شلغم. ترکه میگه: کیرت تو حلقم!!!

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری

Shadmehr =Bia Inja

ساکن ابادان هستم      
شناسنامه کامل من...