www.30to.blogsky.com جوک استان

جوک استان
تعداد بازدیدکنندگان 754797


آرشیو
جمعه 6 آذر ماه سال 1383
سلام دوستان

قزوینیه داشته از میدون انقلاب رد میشده، می‌بینه از پنجره طبقه سوم یه خونه یه کون سفید و تپلی زده بیرون! خلاصه میره زنگ میزنه میگه: بالام جان، ماهم همشهری هستیم، هوام گرمه، این درو بزن بیایم بالا بالاخره صواب داره! یارو میگه: برو بالام جان خدا روزیتو جای دیگه بده!‌ ما خودمان اینجا 5 نفریم، کان بچه داغ کردست گذاشتیم خونک شود!

 

 

قزوینیه رو با کیر له‌ولورده و درب و داغون می‌برن اورژانس. دکتر شیفت ازش می‌پرسه:‌ بابا چه بلایی سر خودت آوردی؟! قزوینیه با حال زار میگه: بالام جان، مگه من اون مادر قحبه‌ای که رو دیوار عکس کان کشیده بود پیدا نکنم

 

تهرانیه به ترکه میگه: ‌بگو بلوط،‌ ترکه میگه: بلوط. تهرانیه میگه: کیرم تو گلوت! ترکه حسابی بهش بر میخوره،‌ با خودش میگه من باید حال اینو بگیرم. میره یه هفته فکر میکنه،‌ هفته بعد میاد به تهرانیه میگه: بگو شلغم. تهرانیه میگه:‌ شلغم. ترکه میگه:‌ کیرت تو حلقم!

 




دو تا هزارپا عروسی می کنند، آخرشب عروس و داماد رو می‌فرستند تو حجله. یک سه
چهارساعتی می‌گذره، ملت می‌بینند خبری نشد. مادر عروس میره از پشت در می‌پرسه، بابا دارید چی‌کار می‌کنید؟! چقدر طولش می‌دید؟! داماده با صدای خسته و کوفته میگه: خانوم این دختر شما پدر منو درآورده!‌ مادردختره می‌پرسه: یعنی چی؟! مگه چی‌کار کرده؟ داماده میگه: بابا هرچی ازش می‌پرسم نمیگه کسش لای کدوم پاشه

 

 

خبر نگاره نظر ترکه رو درباره سیگار میپرسه، ترکه میگه:‌ به نظر من سیگار پدر سلامتیه! خبرنگاره میگه:‌ چطور آقا؟ دلیل شما چیه؟! ترکه میگه:‌ آخه مادر سلامتی رو میگاد

 

 

 

بچه پولداره شب ماشین بابا رو ور میداره بدون گواهینامه میزنه بیرون. تو راه یه افسر ترک جلوش رو میگیره، میگه: کارت ماشین، گواهینامه. پسره جفت می‌کنه، میگه: حالا چه گهی بخورم؟! الان دهنمو میگاد. ور میداره یه هزاری میذاره کف دست یارو. ترکه تو تاریکی نگاه میکنه به هزاری، یه دفعه زرد میکنه، خبردار وامیسه، میگه: ببخشید آقای خمینی، تو تاریکی نشناختمتون!

 

 

یک محققی داشته تحقیق می‌کرده که تو فرهنگهای مختلف زن رو سنبل چی می‌دونن. اول از یک رشتیه می‌پرسه: شما زن رو به چی تشبیه می‌کنید؟ رشتیه میگه: زن مثل کتاب می‌مونه! وقتی خودت خوندی،‌ باید بدی دوست بخونه، آشنا بخونه!! بعد از قزوینیه همینو می‌پرسه، قزوینیه میگه: بالام جان، زن مثل نوار می‌مونه! یک طرفش رو که گوش دادی،‌ باید برش‌ گردونی اونورش رو گوش بدی!! بعد از عربه می‌پرسه، عربه میگه: ولک زن مثل گوجه می‌مونه! شیش‌ تاشو باید بکشی به یه سیخ

 

ترکه میره میوه فروشی ،میوه فروش خیلی مذهبیه،ترکه میگه:آقا یه

دوکیلوانگوربدین میوه فروش میگه نگو انگور بگو میوه بهشتی بعد ترکه میگه دوکیلو سیب

 بدین  یارو میگه نگوسیب بگو جمال محمد ترکه میخواد بادمجان بخره میگه پس یه دوکیلو

کیر بلال حبشی بدین

 

 

آخرین جک رو  دوستم حسین فرستاده

 

 

 

 

 

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری

Shadmehr =Bia Inja

ساکن ابادان هستم      
شناسنامه کامل من...