|
سلام کریسمس همه مبارک امیدوارم همه یه سال خوبی رو شروع کنند و در کنار خانواده هزار سال عمر کنند میریم سراغ جکهای عزیزان که برایم فرستادند یه توضیح هم اون بایین دادم حتما بخونید
یه روز به یه ترکه میگن چرا اینقدر ساده اید میگه نهههههه راه راه هم داریم البتته در افریقا به ترکه میگن دخترتو به کی دادی میگه غریبه نیست دامادمونه
ترکه داشته پرتغال پوست می کرده، با خودش میگه خدا کنه توش موز باشه
روز چند تا قزوینی میرن حموم عمومی. یه ساعت میگذره بیرون نمیان، دو ساعت میگذره بیرون نمیان، خلاصه بعد از 6-5 ساعت صاحب حموم شک میکنه میره تو حموم که ببینه چه خبره. میبینه صابون قزوینیا افتاده کف حموم ولی هیچکی جرات نمیکنه ورش داره خودش رو بشوره
قزوینی یک چاه 90 متری کنده بود و به کمین ایستاده بود . به محض این که یک بچه سوسول تهرانی برای کنجکاوی بالای چاه ایستاد ؛ از پشت به او چسباند و گفت یا 90 متر برو پایین یا 1 سانت بیا عقب . . .
یارو استاده خیلی بی ادب بوده و همش سر کلاس جکای ناجور میگفته. خلاصه دخترای کلاس شاکی میشن و تصمیم میگیرن اگه یه بار دیگه این یارو جک خلافی گفت، کلاس رو ترک کنن. فرداش استاده میاد سر کلاس میگه: شنیدین تو هند جنده کم شده؟! دخترا هم همشون پامیشن که از کلاس برن بیرون، استاده میگه: خانوما کجا؟! پرواز تهران-دهلی فرداست
تهرونیه زن میگیره، فردای روز ازدواجش رفیقش میبینه با حال دستتاٌ گهی و اعصاب خورد نشسته یک گوشه داره سیگار میکشه. میره جلو، میگه: بیخیال بابا! ملت که زن میگیرن لااقل یک دو سه ماهی سرحالن، تو چرا از همین روز اول حالت گهیه؟ پسره میگه: اگه توهم دیشب تو حجله جای من بودی، الان حالت گهی بود. رفیقش میپرسه: مگه چه خبر بود دیشب؟ تهرونیه میگه: والله من دیشب کارم که با خانوم تموم شد به عادت لعنتیِ همیشه دست کردم تو جیبم سه تا هزاری دادم بهش!! رفیقش یک ربع میخنده، بعد به زور جلو خودشو میگیره، میگه: بیخیال بابا، حالا خانوم که نفهمیده جریان چیه. تهرونیه میگه: بابا حالم که سر این جریان گهی نیست... بدبختی اینه که وقتی هزاریا رو دادم، خانوم هم فوری دست کرد دویست تومن بقیه پولم رو پس داد
کچله میرسه سلمونی، تا از در میره تو همه میزنن زیر خنده... کچله هم میگه: چیه؟ اومدم آب بخورم
ترکه یه جنده سوار میکنه ببره خونه تو راه هی میگه: مثل زنم میدیا جندهه عصبانی میشه میگه : مگه زنت چه جوری میده ترکه میگه : مجانی
بچه میمونه به مامانش گفت مامان چرا ما اینقدر زشتیم مامانش گفت عزیزم برو خدا رو شکر کن از اونی که داره این جکو میخونه خوشگلتری
عربه دستاشو گذاشته بوده پشت گردنش، داشته میشاشیده. ملت میان میپرسن: بابا این چه وضع شاشیدنه؟! عربه میگه: ولک دکتر گفته چیز سنگین بلند نکنم!!!
یه عربه میره سینما یه فیلم سوپر ببینه از اون جاییکه فیلم سوپر توپ بوده ××ر عربه اینا میره بالا آپاچی سینما عصبانی میشه میگه هی کچل بشین!!!
قزوینی را سر چهارراه با یه گونی شورت میگیرن میگن اینا چیه؟ میگه دفترچه خاطرات ام هست!
ترکه می ره تو یه کوچه بمبست از گرسنگی می میره
ترکه می ره تو فکر با جرثقیل در میارنش
ترکه تو کونش عروسی بوده انگشت می کنه ؛ عروسی رو بهم میریزه
یه ترک دیگه تو کونش عروسی بوده انگشت می کنه ؛ چشم عروس کور می شه
یه روز جاسم تو اتوبوس یه دختره رو انگشت میکنه دختره عصبانی میشه و با صدای بلند میگه "عرب خر" همه برمیگردند و بهش نگاه میکنند جاسم که کم اورده بودگفت : چیه , عرب خر ندیدید!!!
یه ترکه توی مناقصه شهرداری برنده میشه و بهش میگن باید نرده های بین میدو انقلاب و اما م حسین رو یک ماهه رنگ بکنه روز اول 100 متر رنگ میزنه روز دوم 90 متر روز سوم 80 متر و همین جوری هر روز کمتر میشده تا میرسه به روزی 1 متر مسئول شهرداری میاد پیشش میگه آقا چی شده روزای اول خوب رنگ میزدی الان به روزی یه متر رسیدی؟ ترکه میگه والله خودتون قضاوت بکنید سطل رنگ توی میدون امام حسینه. من هر بار رنگ تموم میشه باید تا اونجا پیاده برم
یه بار یه رشتیه ایستاده بود دم در خونه شون، یکی میاد می گه: خواهرت کجاست؟ رشتیه هم شاکی می شه، میاد اعتراض بکنه، طرف یه تفنگ در میاره می گه یا می گی خواهرت کجاست، یا خلاصت می کنم!! رشتیه هم هول می کنه می گه: او...او...اون بالا... طرف می ره و کارشو می کنه و بعد نیم ساعت میاد پایین، می خنده به رشتیه، می گه: گولت زدم، تفنگم الکی بود!! رشتیه هم می گه: منم گولت زدم! اون خواهرم نبود، مادرم بود
رشتیه واسش مهمون میاد اینها هم یه اتاق بیشنر نداشتند شب می خوابند رشتیه وسط زنش سمت راست و مرده مهمونشون سمت چپ نصف شب زن رشتیه به مهمون میکه بیا منو بکن مرده میگه بابا شوهرت بیدار میشه بده... زنش میگه نه بابا این خوابهبرای اینکه مطمین شی بیا اینم تکونش میدم بیدار نمیشه ... باز مرده میکه نه یه وقت بیدار شد جی؟؟؟ زنه میگه بیا اینم با مشت میزنم توی سرش ...با مشت دوتا میزنه توی کله رشتیه بدبخت میگه دیدی بیدار نمیشه این خوابش خیلی سنگینه ... مرده بازم قبول نمی کنه زنه شاکی میشه بلند میشه میره تو حیاط... یهو رشتیه از جاش میپره به مهمونش میکه مگه تو زبون آدم حالین نمیشه ...؟؟ وقتی میگه من خوابم قبول کن ... الان خوب شد رفته از تو حیاط دسته بیل بیاره بزنه تو سره من تا تو باورت بشه که من خوابم
یارو میره ک س مصنوعی میخره، میبره خونه، دو سه بار حال میکنه و آبش میاد، بعد میخواد در بیاره میبینه نمیشه، هر کار میکنه که دستگاهه ول نمیکرده. زنگ میزنه به شرکت سازنده میگه: آقا (آه!) این کس مصنوعی شما (آه!)چه جور خاموش (آااه!)میشه؟! یارو میگه اون دکمه قرمز رو بزن خاموش میشه. طرف میگه: (آه!)زدم ولی (آه!) خاموش نشد(آه)! یارو میگه خوب آبیه رو بزن. طرف میگه: (آه!) زدم ولی (آه!) خاموش نشد(آااه)! بعد یارو میپرسه: ببخشید شماره سریال این دستگاه شما چیه؟ مرده جواب میده: (آه!) چهارده (آآه!) صدوسی و دو. یارو میگه: آقا شما اشتباه بردین، اینی که شما خریدین شیر دوش هفده لیتریه، تا هفده لیتر ندوشه ول نمیکنه
قزوینیه میره توالت، تا میکشه پایین شق میکنه، به ک ی رش میگه: بخواب، بخواب، خودیه
رشتیه زن گرفته بوده، ازش میپرسن زنت چطوره؟ میگه: والله بد نیست، هرکی کرده راضیه
ترکه سوار هواپیمای لوفتانزا بوده، تا هواپیما پرواز میکنه، میره پیش مهماندار هواپیما میگه: ببخشید من یک مشکل معده دارم، موقع شرمنده آقا ما شیر نداریم. ترکه میگه: ولی آخه من حتماً باید یکم شیر بخورم، وگرنه حالم بهم میخوره. مهمانداره میبینه اوضاع خیلی خرابه، ترکه رو میکشه یک گوشه میگه: حالا که قضیه اینقدر ضروریه، بیاین یکم از سینه من شیر بخورید تا برسیم به مقصد! ترکه هم میزنه تو سرش میگه: خاک بر سرم! کاشکی شاش خواسته بودم!!!!!
زن رشتیه میره بالای پشت بوم لباسا رو پهن کنه، همسایشون بهش میگه: میدی؟! زنه میگه: خفه شو مرتیکه بی ناموس! دوباره فرداش رفته بوده بالای پشتبون، همسایهه مگیه: میدی؟! باز زنه میگه: گمشو مرتیکه نکبت! خلاصه چند باراین ماجرا تکرار میشه، تا اینکه زنه میره قضیه روبه شوهرش میگه. شوهرش بهش میگه اگه دوباره اینو گفت، بگو: آره میدم! روز بعد زنه میره بالا پشتبوم، دوباره همسایهه بهش میگه: میدی؟! زنه هم میگه: آره! میدم، خوبم میدم! یارو میگه: برو به اون شوهر قرمساقت بده که انقدر زن ما رو نکنه
میگن یه روز خامنه ای مریض میشه از همه دکترا دعوت میکنند که برای خوب کردنش یه دارو بدند هیچکی نمی تونه داروی علاج اونو پیدا کنه جز یه نفر و اونم یه نسخه عجیب می پیچه میگه باید 500 گرم مورچه نر براش بیارید بخوره اونا بعد از گشتن زیاد یه نفر را پیدا میکنند که میگه من 500 گرم مورچه نر را پیدا میکنم بعد از چند ساعت با مورچه ها پیداش میشه ازش میپرسند از کجا فهمیدی که این مورچه ها نرند گفت کاری نداشت رفتم کنار سوراخ مورچه ها هر مورچه ای که از سوراخ در اومد بهش گفتم اقا مریضه هر کدوم که میگفتند به تخمم میگرفتمشون
ترکه هی پرتغاله رو میکوبیده به دیوار بهش میگن چرا این طوری میکنی؟ میگه میخوام خونی بشه
یه بار یه سیگاره روشن نمیشه هلش میدن
ترکه تلویزیونشون روشن نمیشده، میزنه کانال دو، هُل میده
رشتیه با رفیقش صحبت میکرده، میگه بابا این تهرانیا عجب آدمای خوبین! رفیقش میگه چطور مَگه؟ میگه: میری اونجا، تو ترمینال میان دنبالت، میبرنت رستوران ازت پذیرایی میکنن، بعد می برنت بهترین هتل برات اتاق می گیرن، هرجا میری همرات هستند، هواتو دارند و... رفیقش میگه: نه بابا! راست میگی؟ رشتیه میگه: والله من خودم که نرفتم ولی خانم رفته بود تعریف میکرد
با تشکر از دوستان عزیزی که لطف می کنند و جک برروی ایدی و میل من میفرستند اما من از شما خواهش میکنم که هر جکی که دارید را فقط در نظرات بگذارید که دیگر دوستان هم فیض ببرند چیزه زیادی نمی خواهد فقط به لینک زیر که نوسته نظرات کلیک کنید ودر بنجره بازشده هر چقدر می خواهید بنویسید
|